سفارش تبلیغ
صبا
دل احمق در دهانش و دهان حکیم در دلش است . [امام عسکری علیه السلام]
کل بازدیدها:----65290---
بازدید امروز: ----15-----
بازدید دیروز: ----30-----
جستجو:
مصاحبه با شیلا خداداد - مصاحبه
 
 
  • درباره من
  • لوگوی وبلاگ
    مصاحبه با شیلا خداداد - مصاحبه

  • پیوندهای روزانه
  • مطالب بایگانی شده
  • لوکوی دوستان من
  • اوقات شرعی
  • اشتراک در وبلاگ
     
  • وضعیت من در یاهو
  • مصاحبه با شیلا خداداد
    نویسنده: اشکان کرمی یکشنبه 86/5/7 ساعت 4:56 عصر

    بازیگر نقش سیتا در مجموعه مسافری از هند
    متولد 1359 است و دانشجوی رشته شیمی اما بازی می کند.
    حرفه ای که خیلی اتفاقی برایش آغاز شد از یک برخورد ساده با یک کارگردان مطرح .
    حالا او دارد جای خودش را در این حرفه محکم می کند جایی که خیلی این روزها نمی توان به آن دل بست .با شیلا خداداد یا سیتامسافری از هند در یکی از آخرین روزهای تابستانی گپ زدیم که می خوانید .
    •ترجیح می دهدی از کجا شروع کنیم ؟
    هر جا شما دوست دارید .
    •مثلا از آن لحظه که تصمیم گرفتید بازیگر شوید ؟
    خب این تصمیم من نبود یعنی اتفاقی وارد این حرفه شدم و قبل از آن ، نه به سینما فکر می کردم و نه آن را می شناختم ، اما وقتی وارد شدم دیدم چقدر به آن علاقه دارم . تصمیم گرفتم کارهایی را که یک بازیگر خوب باید انجام دهد پی بگیرم مثل کار روی بدن ، بیان ، مطالعه و ….و آن اتفاق چگونه رخ داد ؟ توسط آقای کیمیایی برای فیلم اعتراض دعوت به کار شدم .
    •نگران نیستید اگر همه بگویند شیلا خداداد اتفاقی وارد سینما شد؟ نه چون به هر حال هر کسی طوری وارد این حرفه می شود ، یعنی به نظرم مهم نیست وارد شوید ، بلکه مهم این است که آیا می توانی خواسته های مردم را بر آورده کنی و بازیگر خوبی بمانی یا نه .
    •مثلاً چه چیزی باعث ماندگاری می شود ؟
    یکی مردمی بودن و با مردم ارتباط خوب برقرار کردن بعد سواد بازیگری داشتن . خیلی ها شاید به من بگویند به خاطر ظاهرم وارد به این حرفه شدم اما من چهار سال است که بازیگرم و بعد از چهار سال مسافری از هند را بازی کردم .
    مهم این است کسی که با جرقه کوچک و یا اتفاقی وارد این حرفه می شود بتواند محبوب شود و خودش را در این محبوبیت نگه دارد و آن قدر سواد بازیگری داشته باشد که هر روز پیشرفت کند و کلیشه نشود .
    •گفتید وقتی وارد این حرف شدید دیدید جذاب است چه چیزی شما را جذب کرد ؟
    نمی دانم احساس کردم می توانم بازیگر خوبی شوم . پس معتقدید می توانید ؟ بله
    •چگونه به این نتیجه رسیدید یعنی معمولاً دیگران باید درباره شما به این نتیجه برسند .
    خب به این دلیل که واقعاً برای اعتلای خودم کار می کنم تمرین می کنم سعی می کنم نقش های تکراری بازی نکنم به هر پیشنهاید جواب مثبت نمی دهم و دوست ندارم همیشه از چهره ام استفاده کنم بلکه دوست دارم بازیگر باشم چون چهره یک زمان هست و زمانی نیست اما اگر بازیگر باشی همیشه هستی حتی اگر بای نکنی . فکر کمی کنید اگر آقای انتظامی دیگر بازی هم نکند کسی او رابتواند چیزی به جز بازیگری توانا صدا کند .
    •مثل اینکه بحث چهره خطاب کردن بازیگران جوان آزارتان می دهد ؟
    می دانید من معتقدم ایرانی ها اصولاً خوش چهر ه اند مثل هند نیست که زیبایی ملاک باشد یعنی 80 درصد مردم ایران زیبا هستند پس طبیعی است در عرصه بازیگری هم ما بازیگران خوش چهره باشیم و بد نیست به همه فرصت تجربه بدهیم اما نباید هر کس زیبا بود را بازیگر ننامیم مگر در بازیگران توانای خارجی زیبا چهره وجود ندارد . مهم این است که کسی به چهره اش تکیه نکند و بازیگر باشد .
    خیلی ها شاید بگویند من به خاظر ظاهرم وارد این حرفه شدم امامن چهار سال است که بازیگرم و تازه بعد از چهار سال مسافری از هند را بازی کرده ام ؟
    •به مسافری از هند برسیم . هند را دیده اید ؟
    نه ولی خیلی دلم می خواهد بروم خصوصاً الان که با آداب و رسوم آنجا بسیار آشنا شده ام و می دانم فرهنگ غنی دارند مثلا برای دستبند ، پابند و یا خال روی پیشانی شان هم فلسفه دارند . می خواهم بگویم برای دیدن و دانستن و تحقیق کردن کشور جالبی است .
    •قبل از مسافری از هند ،‌از هند چیزی می دانستید ؟
    تقریباً هیچ چیز نمی دانستم اما مجبور بودم کاملاً تحقیق کنم .
    •اصلاً چه شد این نقش به شما رسید ؟
    خب ، تعداد زیادی کاندیدای این نقش بودند ، اما حالا یا من شبیه هندی ها هستم و یا از کار من خوششان آمد ،‌نمی دانم باید از آقای جعفری پرسید .
    •خب شما که نقش یک دختر هندی را بازی کردید یک دختر هندی با یک دختر ایرانی چه فرقی دارد ؟
    بازی کردن نقش یک دختر هندی بای پاسخ دادن به این سئوال کافی نیست من تا به حال به هند نرفته ام و دخترهایش را ندیده ام . اما کاملا معتقدم هر کسی بسته به اینکه در چه حد خانواده ای بزرگ می شود تربیت و زندگی اش شکل می گیرد چون زندگی یعنی تجربه .
    •زندگی خود شما چطور است ؟
    مثل بقیة جوانها . صبح پا می شوم ،‌ دانشگاه می روم ،‌درسهایم را می خوانم . ورزش می کنم به مادرم کمک می کنم با دوستانم هستم و در هر مناسبت خاصی به دیدن پدر بزرگ و مادر بزرگ می روم .
    •مثل اینکه شما بازیگرید اما شیمی می خوانید یعنی به حرفة بازیگری اعتماد نمی کنید ؟
    خب من در دبیرستان خیلی شاگرد خوبی بودم و مادرم هم مخالف بود که هنر بخوانم . همیشه می گفت تو که شاگرد خوبی هستی باید رشته ای انتخاب کنی که سازنده باشد . یعنی …..
    نه اینکه بازیگری و هنر سازنده نیست نه منتها دوست داشتم هنر برایم شغل باشد و علم و هنر را در کنار هم بیاموزم . وقتی پیشنهاد بازی نداشتم ، درس بخوانم و وقتی از درس خواندن خسته شدم بازی کنم . راستش الان هم وقتی مادرم بازی ام را می بیند خیلی تشویقم می کند اما در همان حالتی که خوشحال است و تشویقم می کند می گوید : اما درست را باید تا آخر ادامه دهی ؟
    •الان فکر می کنی موفق هستی ؟
    بله اولاً حرف بزرگترم را را گوش می دهم و حتماً مشورت می کنم و بعد هم اینکه مشتاق یادگرفتن هستم .
    •به نظرت حرف مسافری از هند چیست ؟
    بحث دین انتخاب دین و شناخت دین ،‌اینکه آدم هر چیزی را که خودش انتخاب می کند بیشتر دوست دارد و به آن تعلق خاطر دارد . حالا چه بهتر که ما بدنبال شناخت از دین اسلام برویم و با تمام وجود آن را بشناسیم و قبولش کنم تا قدرش را بدانیم و حفظش کنیم .
    • و سیتا …..
    بیشتر دوست دارم دیگران درباره سیتا حرف بزنند تا خودم . سیتا شخصیت محکم و جست و جو گری دارد در عین حال که عاشق چشم بسته است باید تا آخر همراه سیتا باشید و بعد درباره اش قضاوت کنید .

        نظرات دیگران ( )


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • گفت و گو با حمیرا ریاضی
    [عناوین آرشیوشده]

     
     
  • لینک باکس